شیرین زبونی دخمل من
سلام عزیز مامان نمی دونی که چقدر شیرین زبون و چل چلی شدی. مرتب حرف می زنی. بعضی اوقات خندم می گیره از حرفهایی که می زنی. کلی با بچه هات بازی می کنی. با همه چیز صحبت می کنی و همه رو در قالب بچه هات می بری. بعضی اوقات که با مامان و بابا بازی می کنی به ما می گی بچه ها. مثلا می گی بچهها جوجه داره میره بیرون. یادم رفت بهت بگم برات 18 تا جوجه خریده بودیم تو باغ که متاسفانه خیلی هاشون به علت بیماری فوت شدن.خلاشه برای اونها هم کلی غصه خوردی. برات یک چند جمله از حرفهای بامزت می زارم. بیا کالسکه خجالت نکش ، کاریت ندارم می خوام بازی کنم. جان خدا بیا دیگه لاقر ( منظورت حداقل است) خدا کورت می کنه ها بچه مردم گناه داره. پای حسنت کنده شده...
نویسنده :
neda
15:54











